المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

915

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

« اعتراف و اقرار » خبر دادن به نفع غير و به ضرر و زيان خويش مىباشد . به اين دليل كه « شهادت و گواهى » براى بيان و روشن‌سازى حق است ، فرقى نمىكند چه عليه خود شاهد و چه عليه غير شاهد ، شهادت داده شود و نيز فرقى نمىكند كه مشهود له يا مشهود عليه ، يعنى كسى كه له يا عليه او شهادت داده شده . غنى و بىنياز باشد يا فقير و نيازمند ، پس هيچ يك از اينها نبايد مانع شهادت يا به خاطر ميل و رغبت به شخص غنى و ثروتمند ، يا ترحّم و دلسوزى به فقير و تهيدست در آن جور و بىعدالتى شود . زيرا تنها خدا متولّى و سرپرست عارف و آگاه به مصالح آن دو است . مرجع و بازگشت ضمير مثنّى در « بهما » به دو قسم غنى و فقير است ، نه بر خدا و الّا بايد ضمير مفرد مىآمد ، و شاهد آن اين است كه : ضمير در قرائت شاذّ و نادرى به صورت جمع آمده است ، مثل : « فاللّه اولى بهم » امّا « ان تعدلوا » ؛ « لأنّ تعدلوا عن الحقّ » يعنى : براى اينكه اگر پيروى هواى نفس كنيد ، از حق عدول مىكنيد و منحرف مىشويد ، او كراهة ان تعدلوا ؛ يعنى : يا كراهت و نفرت داريد از اينكه منحرف از حق شويد ، اما « و ان تلووا » ؛ يعنى : زبانتان از شهادت و گواهى حق يا حكومت عدل ثقيل و سنگين مىشود و در نتيجه هنگام شهادت دادن واقع امر قلب و وارونه بيان مىكنيد . يعنى « اگر منحرفانه و دو پهلو شهادت دهيد « او تعرضوا » ؛ يا از اداى آن اعراض و رويگردان شويد . « فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً » ؛ « همانا خدا به آنچه مىكنيد آگاه و باخبر است » ؛ يعنى : خدا شما را براى كارهايتان تنبيه و مجازات خواهد كرد و در آن نهايت تهديد و مبالغه است . بعد از شناخت اين مسائل ، آيه برچند چيز دلالت دارد : 1 - لزوم برپايى عدل : لزوم برپايى عدل در تمامى داورىها و قضاوت‌ها به صورت مطلق و به‌طور كلّى ، فرقى نمىكند چه عليه خود باشد يا بر عليه ديگران . 2 - اقرار بر عليه خويش : لازم است كه انسان به خاطر حقّى كه در ذمّه‌اش ثابت است ، عليه خودش نيز اقرار و إعتراف نمايد . 3 - بر عليه پدر و مادر